تبليغاتX
نگاه تازه


سلام. این مطلب رو عمدا گذاشتم بعد از انتخابات بنویسم تا بعد سیاسی پیدا نکنه و در شرکت کردن یا نکردن کسی تاثیر نذاره. چون قصد ندارم تو این وبلاگ بحث سیاسی راه بندازم. سعی میکنم دیدگاه من به این مساله کاملا دینی ولی از نگاهی تازه باشه.اینم بگم که قصد من فقط طرح موضوعه و نه دفاع از یک مبنای خاص و نمیخوام اصل شرکت در انتخابات رو زیر سوال ببرم.

اگر به مصاحبه ها، اعلامیه ها، اطلاعیه ها و سخنرانی های قبل از انتخابات در طول تاریخ انقلاب نگاهی بیاندازیم متوجه دو لحن کلام (مشخصا قبل و بعد دوم خرداد) خواهیم شد.در قبل از دوم خرداد معمولا شرکت در انتخابات یک وظیفه شرعی و الهی تلقی میشد. و عنوان میشد که: شرکت در انتخابات وظیفه هر ایرانی مسلمان است. این دیدگاه هنوز هم از سوی برخی مراجع و جامعه مدرسین و جناح راست مطرح میشود. پس از دوم خرداد که جریان دفاع از حق انسانی و مبحث حقوق شهروندی قوت یافت به ناگاه گفتمان این مساله نیز عوض شد. انتخابات و شرکت در آن به عنوان حق تعیین سرنوشت از حقوق افراد یک جامعه دموکراتیک است. به بین بهتر هرکس باید در تعیین سرنوشت خودش دخیل باشد و یکی از راهکارهای دخالت در مسیر سیاسی، اقتصادی جامعه ای که در آن زندگی میکنیم شرکت در انتخابات است.

مبنای گروه اول در وظیفه بودن، آنست که چون حکومت دینی است و به رهبری ولی فقیه و لذا آنچه ولی فقیه از ما میخواهد لزوما امری واجب است. به تعبیر برخی مثل نماز واجب است و به نوعی بیعت مجدد محسوب میشود.و لذا نماینده باید عادل و اصلح باشد.

اما مبنای گروه دوم انسان محوری و دموکراسی است و حقوق شهروندی ولذا ممکن است نماینده شما عادل نباشد و یا حتی مومن نباشد ولی متخصص باشد.به تعبیر دیگر اینجا شرط، تخصص است.و مشروعیت نظام و یا کاندیدا نقش اساسی نخواهد داشت.

مرحوم آیت الله فاضل در یکی از آخرین مصاحبه هایشان با اشاره به این دو دیدگاه گفته بودند که من اگرچه حق بودن انتخابات را نفی نمیکنم ولی انتخابات را همچنان یک وظیفه الهی میدانم.

بحث راجع به دیدگاه دوم (حق محور) بسیار است که  فقط  یک سوال را مطرح میکنم. اگر شرکت در انتخابات یک حق است پس تحریم آن به هر بهانه ای که باشد درواقع کمال بیخردی است. و نیز عدم شرکت انقلابیون در انتخابات های رژیم پهلوی نیز قابل دفاع نخواهد بود.

اما در مورد دیدگاه اول (وظیفه محور) که با مشروعیت نظام مرتبط است نیز سوالات جدی وجود دارد. میدانیم که واجبات به انواع مختلفی تقسیم میشوند و دارای مبانی مختلفی نیز هستند. حال وجوب در اینجا چه نوع وجوبی است؟

آیا شرکت در انتخابات واجب عقلی است(که به مبنای دوم باز میگردد) و یا واجب شرعی؟ 

 واجب نفسی است(یعنی خودش فی مفسه واجب است) و یا غیری(یعنی برای چیزی دیگر چون حفظ نظام)؟

واجب عینی است(بر همه لازم است) و یا واجب کفایی(یعنی اگر تعدادی بودند که نظام متضرر نشود کافی است و لزومی به شرکت همه نیست)؟

آیا وجوب آن مانند نماز است که در هر حال باید انجام شود و یا مانند روزه برای مسافرین و یا غیر متمکنین  لازم نیست؟

و مهمتر از همه آیا تمامی انتخاباتها (اعم از اصل نظام، قانون اساسی، خبرگان، مجلس، شوراها، شورایاری ها و...) از وجوب یکسانی برخوردارند؟ پس چرا رهبری در انتخابات دور سوم شورا ها که در سیستان بودند شرکت نداشتند؟

و آیا لزوم شناخت نامزد ها و اعتماد به عدالت آنها در چه حد است و تا چه میزان لازم است؟ و آیا عدم شناخت دلیلی بر عدم شرکت میتواند باشد ، یا نه؟

اینها و بسیاری دیگر سوالاتی هستند که صدا و سیما و مراجع سیاسی جناح راست باید پاسخگوی آن باشند تا وظیفه بطور تعیِنی بر مکلفین مشخص شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/27ساعت 11:28  توسط سید هادی سید وکیلی  | 



ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد

ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت

ویرانه دل ما است که هر جمعه به یادت

صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت

+ نوشته شده در  جمعه 1386/12/24ساعت 17:34  توسط سید هادی سید وکیلی  | 



همه ما محرم را به دسته هاي عزادار ميشناسيم. كدام يك از ما در آرزوهاي كودكانه اش داشتن يك زنجير كوچك ، ياشركت در دسته به همراه پدر يا برادر را نداشته است. هر وقت نام محرم را ميشنويم بي اختيار تصويري از علم و كتل و دسته هاي زنجير زن و سينه زن در ذهن تداعي ميشود. حتي وقتي يك عكاس يا گرافيست ميخواهد نمادي از محرم را به تصوير بكشد براي پوستري يا جلد كتابي و يا ... يكي از آن نمادها همين زنجير و علم و كتل است. درست مثل همان كاسه برنجي آب كه در وسطش يك دست از مچ ايستاده است و نمادي از علمدار كربلا است.

اما امسال محرم، شاهد مبارزه با مظاهر عزاداري حسيني به گونه اي وسيع بوديم. دامنه اين مبارزات كه با بهانه مبارزه با خرافات و يا بدعتها و قاعده لا ضرر(حرمت ضرر زدن به نفس) ... پيگيري ميشد، از زنجير زني و علم ، تا  سينه زني و گريه همه را در بر گرفت. جالب اينجا است كه در اين مبارزه هماهنگ روشنفكران  غربگرا و دولتيان اسلامگرا ( كه معمولا سايه هم را با تير ميزنند) با هم متحد شده بودند. پليس هم كه اين روزها هر بي قانوني را به اسم نظم عمومي انجام ميدهد بدون حق هيچگونه اعتراض. جالب اينجا است كه مستمسك بسياري از اينان حكم ثانوي برخي مراجع در مورد قمه بود، بدون توجه به اينكه اولا حكم قمه يك حكم ثانوي است و از اختيارات حاكم اسلامي. و ثانيا قمه هيچگاه مظهر عزاداري عمومي نبوده است و اصلا موضوعا با اين مسايل فرق ميكند. به دوستي گفتم با اين روند تا چند سال آينده بايد منتظر ممنوعيت بيرون آوردن دسته به دليل ايجاد مزاحمت و ترافيك و نيز ممنوعيت برپايي مجالس روضه ايضا به دليل مزاحمت و توليد آلودگي صوتي باشيم.

به هر حال حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني در آخرين جلسه درس خود در مسجد اعظم پيش از تعطيلات اربعين حسيني و دهه آخر صفر بيانات مهمي را فرمودند كه مباني فقهي شعاعر و مظاهر عزاداري حسيني را تبيين كردند و برخي آقايان بهتر است بدانند به صرف يادگيري چند قاعده ساده فقهي نميتوان به اين راحتي ها  فتواي حرمت سينه زني و گريه و ... را صادر كرد آنهم بدون پشتوانه فقهي و علمي ( مخصوصا حالا كه هر جوجه فكلي و هر مداح و ... براي فتوا دادن به تحصيل علم نيازي نميبينند).

گزيده بيانات ايشان را ميتوانيد در ادامه مطلب و يا لينك مربوطه مطالعه كنيد و براي دانلود سخنراني ايشان با عنوان « برپايی و زنده نگهداشتن شعائر حضرت سيدالشهداء عليه‌السلام و حضرت صديقه كبری عليها‌السلام » نيز ميتوانيد به سایت ایشان  بخش سخنرانی ها مراجعه كنيد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/09ساعت 1:15  توسط سید هادی سید وکیلی  |