تبليغاتX
نگاه تازه


یه دوستی دارم حرف قشنگی میزنه. میگه ما تو ایران امروزه دچار بیماری واگیر دار و اپیدمی " پیر غلامی زود رس" شدیم. یعنی جوان قبل از اینکه خودش از نظر علم و تقوا و معرفت به حد کمال برسه احساس میکنه دیگه به کمال مطلق دست یافته و نیازی به استاد و بزرگتر نداره. به عبارت بهتر مثل میوه خامی که هنوز نرسیده چیده بشه که هم خودشو ضایع میکنه و هم دهن رو تلخ میکنه.

یکی از این پدیده ها رحیم پور ازغدی است که ظاهرا پیش از رسیده شدن زیادی معروف شده.

اشکال اینجور معروفیت اینه که آدم احساس میکنه دیگه میتونه در همه زمینه ها حتی اونجایی که تخصص نداره نظریه پردازی کنه.

روز جمعه ۳۰/۸/۸۷ برنامه سخنرانی آقای رحیم پور از تلویزیون پخش شد. وقتی دیدم مخاطبان ایشان همه روحانی هستند نظرم جلب شد و برنامه را نگاه کردم. ولی متاسفانه انقدر اعصابم به هم ریخت که همان وسط سخنرانی با چند ... نثار آقای رحیم پور و دار و دسته صدا و سیما که این برنامه رو پخش کرده کانال رو عوض کردم و هنوز هم تا الان که دارم این متن رو می نویسم اعصابم خورده.

سخنرانی ظاهرا با سفارش مرکز آموزشهای کار بردی تبلیغ و برای مبلغان روحانی در بهار ۱۳۸۷ برگزار شده بود.

من نمیدونم حوزه ای که برای مدرک سطح ۳ و ۴ و هرگونه امکاناتی شرط پوشیدن لباس روحانیت رو  به طور دائم میگذاره چطور اجازه داده این شخص بدون لباس روحانیت بیاد و برای مبلغان  سخنرانی کنه. ایشون که خودش هنوز لیاقت سربازی امام زمان رو نداره و گرفتار قید و بندهای عدم توجه جامعه به روحانی و مشکلات لباس روحانیته و برای اینکه بتونه برای خودش یه جایگاه صوری تو جامعه درست کنه از لباس روحانیت فراریه به چه حقی برای مبلغین روحانی که عمرشون رو وقف خدمت به دین کردند و روحانیت رو با تمام محدودیت هاش در جامعه امروز پذیرفتند صحبت می کنه؟

ایشون اگه مبلغ دین بود از لباس دین فرار نمی کرد.

گذشته اینکه مگه ما تو حوزه مبلغ توانا کم داریم که این آقا بیاد و برامون حرف بزنه. دکتر رفیعی و استاد میرباقری و پناهیان و ... مگه چشونه که محتاج این سیاست زده جوگیر شده بشیم؟

جالب اینه که وقتی سخنرانی کسی مثل دکتر رفیعی پخش میشه با اینکه سخنرانی عمومیه من خودم کلی استفاده میکنم ولی این حرفهای آقای پور ازغدی که برای خواص هم بیان میشد هیچ چیز تازه ای نداشت که قابل استفاده باشه. یک مشت بازی با کلمات بود.

از این نکته که بگذریم ایشون تو سخنرانیش شروع کرد بحث اصولی اخباری کردن و به کتابهای روایی مثل بحار الانوار توهین کردن و کم کم جوری حرف زد که اعتمادبه روایات و اخبار به کلی منتفی شد.

آقا جان مگه شما حدیث شناسی؟ شما برو تو همون حوزه سیاست و عدالت حرف بزن که هم خودت بفهمی چی میگی هم مخاطبانت و ما هم بتونیم از حرفات استفاده کنیم.

شما رو چه به حوزه حدیث. و شبهه پراکنی برای کتب روایی.

از این بدتر اینکه این سخنرانی ایشان و انتقاد به برخی روحانیان که حدیث رو با دقت نمی خوانند و ... از تلویزیون پخش شده.

یعنی کسی که این حرفها رو میشنوه و میبینه یه آدم مکلا داره به روحانی ها اعتراض میکنه و منبر ها رو زیر سوال میبره و چپ و راست کتابه و روضه ها و ... رو رد میکنه که این قرن ۷ ساخته شد!!!! و این قرن ۱۳ ساخته شد!!! و ...  و روحانی ها هم اعتراضی نمیکنند دیگه به حرف مبلغی که مثلا ماه رمضان برا تبلیغ به شهر یا روستاشون اومده گوش میکنه؟

آیا جای این حرفها و این حرکتها ـ با فرض صحت و از طرف متخصص امر ( و نه رحیم پور ازغدی) ـ جلسات تخصصی و علمیه یا تو تلویزیون؟

آیا پخش این حرفها بی اعتمادی به روحانیت رو به همراه نداره؟

خدا ما رو از دست این دوستی های خاله خرسه نجات بده و صاحب دین رو زود تر برسونه و دست امثال اینها رو از سر ما کوتاه کنه.

برای احترام به نظر خوانندگان این متن مختصری ویرایش شد.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/02ساعت 0:51  توسط سید هادی سید وکیلی  |