تبليغاتX
نگاه تازه


(این مطلب در سایت تابناک در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۷ منتشر شده است.همچنین سایت قلم نیز آنرا از تابناک نقل نموده .)

قديم‌ترها فکر مي‌کردم خداوند انبيا و رسولان را فرستاده است تا انسان را به راه کمال رهنمون شوند. تا دست انسان را بگيرند و او را با آسمان آشنا کنند تا اگر کسي خواست بتواند صعودي شايسته داشته باشد. کمال و راهي که انسان را بدون انبيا راهي به شناختن نيست. عقل آدمي محدود ست و راههاي آسمان صعب العبور. از آن روست که خدا از لطف نبي مي‌فرستد تا چشم‌انداز آسمانها را براي زمينيان بگشايند.

قديم‌ترها فکر مي‌کردم تفاوت شيعه با ساير فرق اسلامي در آن است که شيعه مي‌گويد اين راه تا ابد بايد باز بماند. زيرا لطف خدا را پاياني نيست و نياز بشر به معلمي از تبار آسمان را نيز. از آنروست که شيعه مي‌گويد: «لولا الحجه لساخت الارض باهلها». شيعه با امامت معنا مي‌يابد و امامت همان راه اتصال به آسمان است. راهي که هرگز بسته نميشود. همان حجت الهي که اگر نباشد، نه تکليفي هست و نه زمين و آسماني.
قديم ترها فکر مي‌کردم عمل بر حجت استوار است و اگر حجت تمام نشود، عقاب بر خدا قبيح است و از خدا فعل قبيح محال است.

قديم‌ترها حجت را دوگونه مي‌شناختم؛ يکي عقل آن هم نه عقل عرفي، بلکه عقل مسلم که نه زمان مي‌شناسد و نه مکان، بلکه براي هر عاقلي يکسان است. و ديگري انبيا و رسولان الهي که براي مردم هر زمان و مکان تفاوت داشته‌اند و خاتم ايشان پيامبر اسلام است که ديني فرا زمان و فرا مکان داشته است. و دقيقا به همين علت است که دوره رسول خاتم الهي بايد با امامت عجين شود تا تحققي باشد بر «اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الاسلام دينا ».
و امامت از آنجا که به غيبت امام عصر انجاميد و و دسترسي به حجج الهي به آساني ممکن نبود و از آنجا که نياز انسان به حجت الهي هميشگي است، باب اجتهاد در دين را گشود. اين راهي بود که شخص امام عصر بر بشر دوران غيبت باز کردند تا انسان در عمل با واسطه رجوع به فقيه دليل، راهنما و حجت داشته باشد.

قديم‌تر‌ها خوانده بودم که امام تمامي شيعه را به رجوع به فقيهان دين شناس و با تقوا، دستور داده‌اند تا دينشان را از ايشان بگيرند و فرمودند «و للعوام ان يقلدوه».
جمله‌اي که نه «عوام» در آن به معني بيسواد است و نه «تقليد» آن از قلاده و تقليد ميمون وار مي‌آيد بلکه «عوام» هر فردي است که تخصص فقيهانه در دين نداشته باشد، اگر چه پزشکي حاذق يا استادي قابل استفاده و يا سياستمداري قهار باشد. و تقليد در آن معنايي چون رجوع به متخصص دين شناس براي استفاده از تخصص وي است همچون رجوع به پزشک در بيماري‌هاي صعب العلاج که راهي جز اعتماد به تخصص وي نيست.
بر اين مبنا بود که فکر مي‌کردم من بايد دينم را از فقيه عالم عادل بياموزم و متاع دين متاعي نيست که بر سر هر کوي و برزن بشود آن را به سهولت به چنگ آورد. قرآن اگر چه براي همه قابل فهم است و درس آموز اما براي فهم دقايق آن بايد به دنبال قرآن شناسي خبره گشت که «لا يمسه الا المطهرون».

قديم‌ترها فکر مي‌کردم اگر به جاي رجوع به دين شناس باتقوا دين را سر سفره معاويه و عمر عاص بياموزم، چيزي جز شمر و ابن زياد برداشت نخواهم کرد. و جامعه‌اي يزيدي که جز حسين در آن قرباني نخواهد شد.
قديم‌ترها شيعه را اينگونه مي‌شناختم که تفاوت آن با فرق اسلامي باز بودن باب اجتهاد است و اتکاي اجتهاد بر نصوص کتاب و سنت به جاي اتکاي بر راي و قياس و استحسان که در فرقه‌هاي ديگر مورد استفاده قرار مي‌گيرد. و مردم را چاره‌اي جز رجوع به اين مجتهدان و فقيهان در شناخت و عمل به دين نيست. پس فقيهان راهبرند و ما رهرو. و اساس نظريه ولايت فقيه را نيز بر اين استدلال استوار مي‌دانستم.
قديم‌ترها...

اما امروز نمي‌دانم چه شده است؟؟؟
چند روز پيش با خواندن بيانيه جنبش عدالتخواه سوالي را که مدت‌هاست ذهنم را مشغول ساخته است، برايم پررنگتر شد. سوال اينجاست که ما به کجا مي‌رويم و آبشخور تفکر امروز ما چيست؟
چه شده است که همه ما فکر مي‌کنيم بسياري از مسائل را از فقيهاني که قرار بود از ايشان تبعيت کنيم، بهتر مي‌فهميم؟ قرار است ايشان حجت را بر ما تمام کنند، يا ما بر ايشان؟ قرار است ما دين را از ايشان بياموزيم يا ايشان از ما؟ در هر جرياني که پيش مي‌آيد، سيل سفارش‌ها و توصيه‌هاست که براي مراجع ارسال مي‌داريم. به راستي آيا مشروطه‌اي ديگر در راه نيست؟ به راستي اين بار ما نيستيم که بر مرجعيت بر دار رفته هلهله مي‌کنيم؟ اين ما نيستيم که با ديد محدود و فکري کوته نگرانه چشم تيزبين مرجعيت را به سخره مي‌گيريم و در دادگاهي خود ساخته ايشان را محکوم مي‌کنيم؟ محکوميتي که جز افسوسي تاريخي براي ما در پي نخواهد داشت.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/01/08ساعت 13:52  توسط سید هادی سید وکیلی  | 



یه دوستی دارم حرف قشنگی میزنه. میگه ما تو ایران امروزه دچار بیماری واگیر دار و اپیدمی " پیر غلامی زود رس" شدیم. یعنی جوان قبل از اینکه خودش از نظر علم و تقوا و معرفت به حد کمال برسه احساس میکنه دیگه به کمال مطلق دست یافته و نیازی به استاد و بزرگتر نداره. به عبارت بهتر مثل میوه خامی که هنوز نرسیده چیده بشه که هم خودشو ضایع میکنه و هم دهن رو تلخ میکنه.

یکی از این پدیده ها رحیم پور ازغدی است که ظاهرا پیش از رسیده شدن زیادی معروف شده.

اشکال اینجور معروفیت اینه که آدم احساس میکنه دیگه میتونه در همه زمینه ها حتی اونجایی که تخصص نداره نظریه پردازی کنه.

روز جمعه ۳۰/۸/۸۷ برنامه سخنرانی آقای رحیم پور از تلویزیون پخش شد. وقتی دیدم مخاطبان ایشان همه روحانی هستند نظرم جلب شد و برنامه را نگاه کردم. ولی متاسفانه انقدر اعصابم به هم ریخت که همان وسط سخنرانی با چند ... نثار آقای رحیم پور و دار و دسته صدا و سیما که این برنامه رو پخش کرده کانال رو عوض کردم و هنوز هم تا الان که دارم این متن رو می نویسم اعصابم خورده.

سخنرانی ظاهرا با سفارش مرکز آموزشهای کار بردی تبلیغ و برای مبلغان روحانی در بهار ۱۳۸۷ برگزار شده بود.

من نمیدونم حوزه ای که برای مدرک سطح ۳ و ۴ و هرگونه امکاناتی شرط پوشیدن لباس روحانیت رو  به طور دائم میگذاره چطور اجازه داده این شخص بدون لباس روحانیت بیاد و برای مبلغان  سخنرانی کنه. ایشون که خودش هنوز لیاقت سربازی امام زمان رو نداره و گرفتار قید و بندهای عدم توجه جامعه به روحانی و مشکلات لباس روحانیته و برای اینکه بتونه برای خودش یه جایگاه صوری تو جامعه درست کنه از لباس روحانیت فراریه به چه حقی برای مبلغین روحانی که عمرشون رو وقف خدمت به دین کردند و روحانیت رو با تمام محدودیت هاش در جامعه امروز پذیرفتند صحبت می کنه؟

ایشون اگه مبلغ دین بود از لباس دین فرار نمی کرد.

گذشته اینکه مگه ما تو حوزه مبلغ توانا کم داریم که این آقا بیاد و برامون حرف بزنه. دکتر رفیعی و استاد میرباقری و پناهیان و ... مگه چشونه که محتاج این سیاست زده جوگیر شده بشیم؟

جالب اینه که وقتی سخنرانی کسی مثل دکتر رفیعی پخش میشه با اینکه سخنرانی عمومیه من خودم کلی استفاده میکنم ولی این حرفهای آقای پور ازغدی که برای خواص هم بیان میشد هیچ چیز تازه ای نداشت که قابل استفاده باشه. یک مشت بازی با کلمات بود.

از این نکته که بگذریم ایشون تو سخنرانیش شروع کرد بحث اصولی اخباری کردن و به کتابهای روایی مثل بحار الانوار توهین کردن و کم کم جوری حرف زد که اعتمادبه روایات و اخبار به کلی منتفی شد.

آقا جان مگه شما حدیث شناسی؟ شما برو تو همون حوزه سیاست و عدالت حرف بزن که هم خودت بفهمی چی میگی هم مخاطبانت و ما هم بتونیم از حرفات استفاده کنیم.

شما رو چه به حوزه حدیث. و شبهه پراکنی برای کتب روایی.

از این بدتر اینکه این سخنرانی ایشان و انتقاد به برخی روحانیان که حدیث رو با دقت نمی خوانند و ... از تلویزیون پخش شده.

یعنی کسی که این حرفها رو میشنوه و میبینه یه آدم مکلا داره به روحانی ها اعتراض میکنه و منبر ها رو زیر سوال میبره و چپ و راست کتابه و روضه ها و ... رو رد میکنه که این قرن ۷ ساخته شد!!!! و این قرن ۱۳ ساخته شد!!! و ...  و روحانی ها هم اعتراضی نمیکنند دیگه به حرف مبلغی که مثلا ماه رمضان برا تبلیغ به شهر یا روستاشون اومده گوش میکنه؟

آیا جای این حرفها و این حرکتها ـ با فرض صحت و از طرف متخصص امر ( و نه رحیم پور ازغدی) ـ جلسات تخصصی و علمیه یا تو تلویزیون؟

آیا پخش این حرفها بی اعتمادی به روحانیت رو به همراه نداره؟

خدا ما رو از دست این دوستی های خاله خرسه نجات بده و صاحب دین رو زود تر برسونه و دست امثال اینها رو از سر ما کوتاه کنه.

برای احترام به نظر خوانندگان این متن مختصری ویرایش شد.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/02ساعت 0:51  توسط سید هادی سید وکیلی  | 



از وقتی احمدی نژاد رییس جمهور شده است توهین های مکرر خودش و اطرافیانش را به اسلام و مرجعیت و روحانیت شاهد بوده ایم. بدتر آنکه این توهینها به اسم دفاع از ولایت و رهبری صورت بگیرد. در تازه ترین اقدام سایت منحرف رجا نیوز اقدام به توهین به مراجع نمود.این سایت در مطلبی با عنوان "مشایی سیبل شده است؟ " نوشت:

" در همايشی در سالن اجتماعات برج ميلاد به ميزباني سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري برگزار شد، اتفاقي افتاد كه در كشور بي سابقه بود. هنگام شروع مراسم و قبل از تلاوت قرآن، 12 خانم با لباس محلي دف زنان روي سن آمدند و در حالي كه قرآن را در سيني گذاشته بودند، به حالت ريتميك قرآن را به قاري تحويل داده و سن را ترك کردند و سپس قاري مراسم شروع به تلاوت قرآن کرد. پس از پايان تلاوت قرآن، دوباره این افراد به همان صورت روي سن آمدند و در حالي كه دف مي‌زدند قرآن را تحويل گرفته و سن را ترك کردند....

انتشار این خبر که خبر از کلید خوردن پروژه ای جدید با موضوع اسنفندیار رحیم مشایی را می داد، اگرچه برخلاف اظهارات او درخصوص مردم اسرائیل، واکنش چندانی را در میان فعالین سیاسی برنیانگیخت اما دو تن از مراجع تقلید به این ماجرا واکنش نشان دادند. به طوری که آیت الله صافی گلپایگانی با تأکید بر اینکه اهانت به قرآن قابل تحمل نیست، از آزرده شدن قلب مقدس امام عصر(عج) خبر داد .{به لحن مسخره آمیز آن دقت کنید؟؟؟}؟؟؟

همچنین آیت الله مکارم نیز پس از دیدار با رئیس مجلس که در جریان سفر به حوزه انتخابیه خود به دیدار ایشان نیز رفته بود، در انتقادی شدیدتر تصريح كرد: مسئولان در برابر اهانت كنندگان به قرآن موضع بگيرند، ما در برابر آنها سكوت نخواهيم كرد.

در این زمینه تعبیر امام جمعه قم به واقعیت نزدیک تر بود: (گویا همه دروغ گفته اند که این به واقعیت نزدیکتر است؟؟؟؟؟؟؟) در اين جشنواره تعدادي زن با پوشيدن لباس‌هاي محلي و با روشي خاص اقدام به آوردن قرآن براي قاري مراسم كرده‌اند و برخي از افراد اين اقدام را نوعي بي‌احترامي و اهانت به قرآن مي‌دانند. اگر ما اين كار را نوعي اهانت به قرآن نداديم، قطعاً اينگونه اقدامات احترام به قرآن گذاشتن نيز معنا نمي‌دهد.

با این حال، این سؤال اکنون مطرح است که آیا مشایی به سوژه و سیبلی تبدیل شده است که عملکرد وی و زیر مجموعه اش دائماً رصد می شود و مخالفان با برجسته کردن اتفاقاتی که استعداد جنجال سازی پیرامون آنها وجود دارد، همچنان پروژه برکناری او را دنبال می کنند؟"

همچنین در نظرات کاریران سایت با القای ساده لوحی مراجع نوشته است:

·         مراجع عزيز هم به نظر مي رسد تحت تاثير اطرافيانشون هستن. چون اين مورد آخري اونقدرها كه اين عزيزان برآشفتن مسئله حادي نبوده. خدا عاقبت همه رو به خير كنه.

·         متاسفانه بعضی از مراجع محترم تحت تاثیر سیاسیون ظاهرالصلاح (با نقاب اصولگرایی وغیره ) قراردارند. در حالی علمای راستین دنبال اعتلای کلمه حق و اجرای دستورات خدادر جامعه هستند. این آقایان محترم به جای الهام گرفتن از منابع اصلی دین تحت تاثیر سیاسیون ظاهر الصلاح هستند که با چند واسطه به غارتگران بیت المال ودشمنان اسلام و قرآن میرسند.ای کاش این آقایان هم مثل فرزانگانی چون علامه جوادی آملی حفظه الله وعلامه مصباح یزدی به جای نشستن برمسند فتوا ورقابت با ولایت(مرجعیت رقابت با ولایت؟؟؟؟؟؟؟) برای رضای خدا ومصالح اسلام قدم بر میداشتند ووسیله کسب وجه برای دشمنان دولت اسلامی ( هاشمی و لاریجانی و ناطق نوری و کسانی که با نقاب اصولگرایی همان راه اصلاح طلبان را میروند) نمیشدند. خداوند احمدی نژاد(لابد فقیه و دین شناس؟؟؟؟؟؟)این سرباز راستین ولایت را از شر مدعیان اصولگرایی و دین ستیزان اصلاح طلب محفوظ بدارد.

·         ای بابا من گفتم چی کار کردند. این گیر دادنها نظیر برخی گیر های آیت ا.. های دگم قم به حضرت امام بابت تفسیر سوره حمد ایشان است

·         من بعنوان کسی که دراین همایش دستی داشت، با اشاره به گفته آیت اله گلپایگانی به حضور حضرت قائم تسلیت میگویم که کسانی که مدعی انتظار اویند در مقابل استقبالی چنین شایسته از قرآن و درمقابل فضاسازی هایی چنین عارفانه که قلب حضار را سرشار از شوق شنیدن آیات پروردگار ساخت اینچنین مقاومت میکنند، و مصرند که دین را کسی جز با تصویری خشک و بی رحم نشناسد، سهراب سپهری عزیز جایی در بیوگرافی اش نوشته بود:"سالها مذهبی بار آمدم بی آنکه خدایی داشته باشم..." و اینک مدعیان حضور غایب نازنینمان بدرقه کتاب مقدس را آنهم اینچنین شرافتمندانه، توهین به ارزشها قلمداد می کنند. کاش آنان که می گویند فاین تذهبوووووون!!! خود می دانستند به کجا می روند.

·         قدما گفته اند : آهسته برو آهسته بيا كه گربه شاخت نزنه!!!! گرچه مخالفان نه گربه اند و نه شاخ دارند ام بدنبال هر بهانه اي هستند كه تنها و تنها داغ آن شكستي را كه از راي مردم خورده اند ؟؟وآنچه را كه از دست داده اند كمي بكاهند

·         خدمت مراجع عظام تقلید تسلیت شما به محضر آقا امام زمان از چه روی بوده است.آیا امام زمان راضی است وظیفه اصلی روحانیت که دفاع از کیان اسلام است را فقط در موضوعات کم ارزش اینچنینی ببینیم . موضع گیری در چنین موارد مشتبه و کوته بینانه فکر کردن تا کی؟"

سخنگوی دولت هم نظارت بر این جریانات را وظیفه دستگاههای مسوول خواند(و نه مراجع تقلید)!!!قضاوت با شما

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/27ساعت 15:38  توسط سید هادی سید وکیلی  | 



سلام. این مطلب رو عمدا گذاشتم بعد از انتخابات بنویسم تا بعد سیاسی پیدا نکنه و در شرکت کردن یا نکردن کسی تاثیر نذاره. چون قصد ندارم تو این وبلاگ بحث سیاسی راه بندازم. سعی میکنم دیدگاه من به این مساله کاملا دینی ولی از نگاهی تازه باشه.اینم بگم که قصد من فقط طرح موضوعه و نه دفاع از یک مبنای خاص و نمیخوام اصل شرکت در انتخابات رو زیر سوال ببرم.

اگر به مصاحبه ها، اعلامیه ها، اطلاعیه ها و سخنرانی های قبل از انتخابات در طول تاریخ انقلاب نگاهی بیاندازیم متوجه دو لحن کلام (مشخصا قبل و بعد دوم خرداد) خواهیم شد.در قبل از دوم خرداد معمولا شرکت در انتخابات یک وظیفه شرعی و الهی تلقی میشد. و عنوان میشد که: شرکت در انتخابات وظیفه هر ایرانی مسلمان است. این دیدگاه هنوز هم از سوی برخی مراجع و جامعه مدرسین و جناح راست مطرح میشود. پس از دوم خرداد که جریان دفاع از حق انسانی و مبحث حقوق شهروندی قوت یافت به ناگاه گفتمان این مساله نیز عوض شد. انتخابات و شرکت در آن به عنوان حق تعیین سرنوشت از حقوق افراد یک جامعه دموکراتیک است. به بین بهتر هرکس باید در تعیین سرنوشت خودش دخیل باشد و یکی از راهکارهای دخالت در مسیر سیاسی، اقتصادی جامعه ای که در آن زندگی میکنیم شرکت در انتخابات است.

مبنای گروه اول در وظیفه بودن، آنست که چون حکومت دینی است و به رهبری ولی فقیه و لذا آنچه ولی فقیه از ما میخواهد لزوما امری واجب است. به تعبیر برخی مثل نماز واجب است و به نوعی بیعت مجدد محسوب میشود.و لذا نماینده باید عادل و اصلح باشد.

اما مبنای گروه دوم انسان محوری و دموکراسی است و حقوق شهروندی ولذا ممکن است نماینده شما عادل نباشد و یا حتی مومن نباشد ولی متخصص باشد.به تعبیر دیگر اینجا شرط، تخصص است.و مشروعیت نظام و یا کاندیدا نقش اساسی نخواهد داشت.

مرحوم آیت الله فاضل در یکی از آخرین مصاحبه هایشان با اشاره به این دو دیدگاه گفته بودند که من اگرچه حق بودن انتخابات را نفی نمیکنم ولی انتخابات را همچنان یک وظیفه الهی میدانم.

بحث راجع به دیدگاه دوم (حق محور) بسیار است که  فقط  یک سوال را مطرح میکنم. اگر شرکت در انتخابات یک حق است پس تحریم آن به هر بهانه ای که باشد درواقع کمال بیخردی است. و نیز عدم شرکت انقلابیون در انتخابات های رژیم پهلوی نیز قابل دفاع نخواهد بود.

اما در مورد دیدگاه اول (وظیفه محور) که با مشروعیت نظام مرتبط است نیز سوالات جدی وجود دارد. میدانیم که واجبات به انواع مختلفی تقسیم میشوند و دارای مبانی مختلفی نیز هستند. حال وجوب در اینجا چه نوع وجوبی است؟

آیا شرکت در انتخابات واجب عقلی است(که به مبنای دوم باز میگردد) و یا واجب شرعی؟ 

 واجب نفسی است(یعنی خودش فی مفسه واجب است) و یا غیری(یعنی برای چیزی دیگر چون حفظ نظام)؟

واجب عینی است(بر همه لازم است) و یا واجب کفایی(یعنی اگر تعدادی بودند که نظام متضرر نشود کافی است و لزومی به شرکت همه نیست)؟

آیا وجوب آن مانند نماز است که در هر حال باید انجام شود و یا مانند روزه برای مسافرین و یا غیر متمکنین  لازم نیست؟

و مهمتر از همه آیا تمامی انتخاباتها (اعم از اصل نظام، قانون اساسی، خبرگان، مجلس، شوراها، شورایاری ها و...) از وجوب یکسانی برخوردارند؟ پس چرا رهبری در انتخابات دور سوم شورا ها که در سیستان بودند شرکت نداشتند؟

و آیا لزوم شناخت نامزد ها و اعتماد به عدالت آنها در چه حد است و تا چه میزان لازم است؟ و آیا عدم شناخت دلیلی بر عدم شرکت میتواند باشد ، یا نه؟

اینها و بسیاری دیگر سوالاتی هستند که صدا و سیما و مراجع سیاسی جناح راست باید پاسخگوی آن باشند تا وظیفه بطور تعیِنی بر مکلفین مشخص شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/27ساعت 11:28  توسط سید هادی سید وکیلی  | 



همه ما محرم را به دسته هاي عزادار ميشناسيم. كدام يك از ما در آرزوهاي كودكانه اش داشتن يك زنجير كوچك ، ياشركت در دسته به همراه پدر يا برادر را نداشته است. هر وقت نام محرم را ميشنويم بي اختيار تصويري از علم و كتل و دسته هاي زنجير زن و سينه زن در ذهن تداعي ميشود. حتي وقتي يك عكاس يا گرافيست ميخواهد نمادي از محرم را به تصوير بكشد براي پوستري يا جلد كتابي و يا ... يكي از آن نمادها همين زنجير و علم و كتل است. درست مثل همان كاسه برنجي آب كه در وسطش يك دست از مچ ايستاده است و نمادي از علمدار كربلا است.

اما امسال محرم، شاهد مبارزه با مظاهر عزاداري حسيني به گونه اي وسيع بوديم. دامنه اين مبارزات كه با بهانه مبارزه با خرافات و يا بدعتها و قاعده لا ضرر(حرمت ضرر زدن به نفس) ... پيگيري ميشد، از زنجير زني و علم ، تا  سينه زني و گريه همه را در بر گرفت. جالب اينجا است كه در اين مبارزه هماهنگ روشنفكران  غربگرا و دولتيان اسلامگرا ( كه معمولا سايه هم را با تير ميزنند) با هم متحد شده بودند. پليس هم كه اين روزها هر بي قانوني را به اسم نظم عمومي انجام ميدهد بدون حق هيچگونه اعتراض. جالب اينجا است كه مستمسك بسياري از اينان حكم ثانوي برخي مراجع در مورد قمه بود، بدون توجه به اينكه اولا حكم قمه يك حكم ثانوي است و از اختيارات حاكم اسلامي. و ثانيا قمه هيچگاه مظهر عزاداري عمومي نبوده است و اصلا موضوعا با اين مسايل فرق ميكند. به دوستي گفتم با اين روند تا چند سال آينده بايد منتظر ممنوعيت بيرون آوردن دسته به دليل ايجاد مزاحمت و ترافيك و نيز ممنوعيت برپايي مجالس روضه ايضا به دليل مزاحمت و توليد آلودگي صوتي باشيم.

به هر حال حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني در آخرين جلسه درس خود در مسجد اعظم پيش از تعطيلات اربعين حسيني و دهه آخر صفر بيانات مهمي را فرمودند كه مباني فقهي شعاعر و مظاهر عزاداري حسيني را تبيين كردند و برخي آقايان بهتر است بدانند به صرف يادگيري چند قاعده ساده فقهي نميتوان به اين راحتي ها  فتواي حرمت سينه زني و گريه و ... را صادر كرد آنهم بدون پشتوانه فقهي و علمي ( مخصوصا حالا كه هر جوجه فكلي و هر مداح و ... براي فتوا دادن به تحصيل علم نيازي نميبينند).

گزيده بيانات ايشان را ميتوانيد در ادامه مطلب و يا لينك مربوطه مطالعه كنيد و براي دانلود سخنراني ايشان با عنوان « برپايی و زنده نگهداشتن شعائر حضرت سيدالشهداء عليه‌السلام و حضرت صديقه كبری عليها‌السلام » نيز ميتوانيد به سایت ایشان  بخش سخنرانی ها مراجعه كنيد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/09ساعت 1:15  توسط سید هادی سید وکیلی  | 



در ادامه تحريف واقعيتها و برداشتهاي نادرست التقاطي از اسلام ميتوان به تلاش در جعل سخناني به اسم حديث اشاره كرد كه در اينجا به مناسبت به برخي از آنها اشاره ميشود.

ضرب المثل معروفي ميگويد  «ربّ مشهورٍ لا اصل له.»  در جريان كربلا بعضى از سخنان با اين كه غير مستند و جعلى‏اند، بسيار مشهور و متداول نيز هستند تا آنجا كه ، برخى به اشتباه آنان را به امام حسين (ع) نسبت ميدهند گويي آنها را مسلّم الصدور پنداشته، بدون تأمل و تحقيق. البته در زمينه تحقيق براي جعلي بودن حديث مباني حساس و دقيقي وجود دارد هرچند من با عملكرد برخي به اصطلاح محققين قيچي به دست كه بدون نظر به اين دقتها و مباني، احاديث را از دم درو ميكنند موافق نيستم. اما برخي سخنان دلايل قطعي و يقيني در جعل آن وجود دارد كه قابل ترديد نيست.......


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/29ساعت 0:52  توسط سید هادی سید وکیلی  | 



در اينجا نه قصد طرفداري از يك جناح را در مقابل جناح ديگر دارم و نه قصد بحث سياسي و سياسي كرن بحث. آنچه در اينجا نوشته ام دغدغه فكري است نسبت به برداشتهاي التقاطي از اسلام.

خدا حفظ كند استاد بزرگوار ما را. يك وقتي ميفرمود پيش از انقلاب يكي از آفتهاي بزرگ نفوذ تفكرات انقلابي انحرافي در ميان بچه مسلمانها بود. نفوذ تفكراتي چون  تفكرات ماركسيستي كه همه چيز را در مبارزه خلاصه ميكند. تفكر اقتصادي آن نيز در نفي ثروت و حذف ثروتمندان ظهور مي يابد. اين تفكرات كه منجر به اقتصاد دولتي در دولتهاي نخست نظام شد كم كم در بين انقلابيهاي مسمان نفوذ يافت بدون آنكه منشا و آبشخور آن براي ايشان معلوم باشد. مشكل از آنجا ناشي ميشد كه مرز تفكر انقلابي و حركتزاي اسلام با تفكر ماركسيستي خيلي مشخص نشده بود. شايد از اين روست كه شهيد مطهري  بخش مهمي از آثار و حتي جان خويش را به روشن ساختن اين مرز و مبارزه با ماركسيسم اختصاص ميدهد. بسياري از دانشجويان انقلابي مسلمان كه متاسفانه شناخت صحيحي از اسلام و مباني آن نداشتند، به سادگي در هيجانات آن روزها جذب شعارهاي رنگارنگ و فريبكارانه ماركسيستي، ميشدند. اين مرز حتي در سخنان شخصيتي چون شريعتي هم مشخص نبود. اين مشكل به طور حاد خود را در گروهكهايي چون مجاهدين خلق و فرقان و ... نشان داد....


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/28ساعت 2:20  توسط سید هادی سید وکیلی  | 



نوحه ای دیگر از نزار القطری به زبان فارسی:

یا رب، یا رب،ابکی علی من قتلوه و هو ظامی

(خدایا بر کسی می گریم که در حال تشنگی کشته شد)

سرت از پیکر پاکت که لب تشنه بریده
بدنت را که به خاک سیه کشته کشیده

به لب آب روان کشته ی لب تشنه که دیده
چه بود جرم و گناهت که مرمل به دمائی

تن عریان تو خونین به زمین در بر زینب
شده در لجه ی خون غرق مه انور زینب

نبود بی تو دگر تاب و توان یاور زینب
چه کند خواهر افسرده به هنگام جدایی...

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/10ساعت 16:59  توسط سید هادی سید وکیلی  | 



امسال محرم نوحه ای از صدا و سیما پخش شد که مورد اقبال فراوانی قرار گرفت.این نوحه در حسینیه ای در کربلا اجرا شده که تلوزیون ایران آنرا ضبط و در ۲۲ دی امسال از شبکه ۳ پخش نمود.

نزار القطری البته در خارج از ایران چندان ناشناخته نیست؛ او در عراق، کویت و قطرچهره‌ای بسیار معروف و محبوب است.

«نزار فضل الله روانی» 34 سال پیش در قطر به دنیا آمد. خانواده او هنوز هم در قطر و در محله شیعه‌نشین زندگی می‌کنند. نزار بعد از پایان تحصیلات اولیه، برای آموختن علوم دینی به نجف آمد و در درس آیت‌الله سیستانی هم شرکت کرد. او 5 سال هم در انگلیس برنامه‌ریزی تلویزیونی خواند. از 6 سال پیش در کویت اجرای برنامه کودک را به عهده گرفت. نزار ـ که خودش ۳ فرزند، کوثر و حسین و علی دارد ـ از آن تاریخ به بعد یک عموی تلویزیونی شد و چهره محبوب بچه‌های عرب.

اما معروفیت نزار وقتی به اوج رسید که 3 سال پیش یک پسربچه 7 ساله به اسم «سجاد» را که از نوعی سرطان رنج می‌برد و در سفری به مدینه در کنار قبر حضرت ام‌البنین(س)، به طرز معجزه‌آسا شفا گرفته بود، به برنامه‌اش آورد و با مدارک پزشکی قبلی و فعلی سجاد، ماجرای شفای او را به بینندگان نشان داد.

این ماجرا باعث 2 اتفاق شد؛ اول اینکه نزار برنامه‌اش در تلویزیون دولتی کویت را از دست داد و دوم هم اینکه نزار خودش هم مثل بینندگان متحول شد؛ قصیده‌ای در مدح حضرت ام‌البنین سرود و شروع به مداحی برای ائمه(ع) کرد.

نزار به دعوت شیعیان کربلا، به این شهر آمد و از همین جا زبان فارسی را یاد گرفت. وی به زبانهای عربی،فارسی و اردو تسلط دارد.

اگر توی اینترنت بگردید، نوحه‌های بسیاری از نزار پیدا می‌کنید که عربی- فارسی یا عربی- انگلیسی هستند. امروز نزار ساکن کربلاست.

او در کنار مداحی، همچنان علاقه اصلی‌اش- یعنی برنامه‌سازی کودک- را هم دنبال می‌کند. سال گذشته او یک سریال 14قسمتی به اسم «قطار سریع» ساخت که با 2 عروسک به اسم‌های فرح و مرح، به شهرهای مذهبی شیعیان می‌رفتند و برای همین سریال به ایران و مشهد هم آمد.

این سریال- که از تلویزیون عراق و شبکه المنار لبنان پخش شد- آن‌قدر طرفدار داشت که نزار را به فکر ادامه ساخت برنامه با این دو شخصیت عروسکی هم بیندازد. قرار است او سریال جدیدی با عنوان «خاطرات روزانه (یومیات) فرح و مرح» هم بسازد که احتمالا پخش آن طبق برنامه از 13 رجب آینده شروع خواهد شد و خود نزار در این سریال، پدر فرح و مرح خواهد بود.

نزار القطری - مداح محبوب محرم امسال ایرانی‌ها- یک سایت کودکانه با نام
اطفال الشیعه هم دارد.

برای متن  نوحه به ادامه مطلب و دانلود نوحه به اینجا مراجعه کنید.

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/10ساعت 14:6  توسط سید هادی سید وکیلی  |