اگر به مصاحبه ها، اعلامیه ها، اطلاعیه ها و سخنرانی های قبل از انتخابات در طول تاریخ انقلاب نگاهی بیاندازیم متوجه دو لحن کلام (مشخصا قبل و بعد دوم خرداد) خواهیم شد.در قبل از دوم خرداد معمولا شرکت در انتخابات یک وظیفه شرعی و الهی تلقی میشد. و عنوان میشد که: شرکت در انتخابات وظیفه هر ایرانی مسلمان است. این دیدگاه هنوز هم از سوی برخی مراجع و جامعه مدرسین و جناح راست مطرح میشود. پس از دوم خرداد که جریان دفاع از حق انسانی و مبحث حقوق شهروندی قوت یافت به ناگاه گفتمان این مساله نیز عوض شد. انتخابات و شرکت در آن به عنوان حق تعیین سرنوشت از حقوق افراد یک جامعه دموکراتیک است. به بین بهتر هرکس باید در تعیین سرنوشت خودش دخیل باشد و یکی از راهکارهای دخالت در مسیر سیاسی، اقتصادی جامعه ای که در آن زندگی میکنیم شرکت در انتخابات است.
مبنای گروه اول در وظیفه بودن، آنست که چون حکومت دینی است و به رهبری ولی فقیه و لذا آنچه ولی فقیه از ما میخواهد لزوما امری واجب است. به تعبیر برخی مثل نماز واجب است و به نوعی بیعت مجدد محسوب میشود.و لذا نماینده باید عادل و اصلح باشد.
اما مبنای گروه دوم انسان محوری و دموکراسی است و حقوق شهروندی ولذا ممکن است نماینده شما عادل نباشد و یا حتی مومن نباشد ولی متخصص باشد.به تعبیر دیگر اینجا شرط، تخصص است.و مشروعیت نظام و یا کاندیدا نقش اساسی نخواهد داشت.
مرحوم آیت الله فاضل در یکی از آخرین مصاحبه هایشان با اشاره به این دو دیدگاه گفته بودند که من اگرچه حق بودن انتخابات را نفی نمیکنم ولی انتخابات را همچنان یک وظیفه الهی میدانم.
بحث راجع به دیدگاه دوم (حق محور) بسیار است که فقط یک سوال را مطرح میکنم. اگر شرکت در انتخابات یک حق است پس تحریم آن به هر بهانه ای که باشد درواقع کمال بیخردی است. و نیز عدم شرکت انقلابیون در انتخابات های رژیم پهلوی نیز قابل دفاع نخواهد بود.
اما در مورد دیدگاه اول (وظیفه محور) که با مشروعیت نظام مرتبط است نیز سوالات جدی وجود دارد. میدانیم که واجبات به انواع مختلفی تقسیم میشوند و دارای مبانی مختلفی نیز هستند. حال وجوب در اینجا چه نوع وجوبی است؟
آیا شرکت در انتخابات واجب عقلی است(که به مبنای دوم باز میگردد) و یا واجب شرعی؟
واجب نفسی است(یعنی خودش فی مفسه واجب است) و یا غیری(یعنی برای چیزی دیگر چون حفظ نظام)؟
واجب عینی است(بر همه لازم است) و یا واجب کفایی(یعنی اگر تعدادی بودند که نظام متضرر نشود کافی است و لزومی به شرکت همه نیست)؟
آیا وجوب آن مانند نماز است که در هر حال باید انجام شود و یا مانند روزه برای مسافرین و یا غیر متمکنین لازم نیست؟
و مهمتر از همه آیا تمامی انتخاباتها (اعم از اصل نظام، قانون اساسی، خبرگان، مجلس، شوراها، شورایاری ها و...) از وجوب یکسانی برخوردارند؟ پس چرا رهبری در انتخابات دور سوم شورا ها که در سیستان بودند شرکت نداشتند؟
و آیا لزوم شناخت نامزد ها و اعتماد به عدالت آنها در چه حد است و تا چه میزان لازم است؟ و آیا عدم شناخت دلیلی بر عدم شرکت میتواند باشد ، یا نه؟
اینها و بسیاری دیگر سوالاتی هستند که صدا و سیما و مراجع سیاسی جناح راست باید پاسخگوی آن باشند تا وظیفه بطور تعیِنی بر مکلفین مشخص شود.


